
چابهار در برزخ وعدهها؛ چرا باید شریک هند را تغییر دهیم؟
۰۸ | تیر | ۱۴۰۵ 0ادمین گاری بار
بندری که میتوانست همه چیز را تغییر دهد
اگر کامیونتان را بارگیری کردهاید و باید از جنوبشرق کشور بار ببرید، احتمالاً از چابهار اسم شنیدهاید؛ بندری که سالهاست میگویند «به زودی» راه میافتد. بندری که روی کاغذ پتانسیل کاهش ۴۰ درصدی هزینههای ترانزیت را دارد و میتواند زمان حمل بار از ۴۵ روز به ۱۲ روز برسد.
اما سالها گذشته و چابهار هنوز همان جایی است که بود.
چرا؟ کارشناسان حالا میگویند مشکل از خود بندر نیست؛ مشکل از کسی است که قرار بود آن را توسعه دهد.
چابهار چیست و چرا اهمیت دارد؟
بندر چابهار تنها بندر اقیانوسی ایران و یکی از مهمترین گرههای کریدور شمال ـ جنوب است. موقعیت جغرافیایی آن به گونهای است که میتواند:
- کشورهای محاصره در خشکی مثل افغانستان و آسیای مرکزی را به آبهای آزاد وصل کند
- زمان حمل بار بین آسیا و اروپا را بهطور چشمگیری کاهش دهد
- سالانه ۲ میلیارد دلار درآمد ارزی و ۵۰ هزار شغل مستقیم برای شرق کشور ایجاد کند
این ارقام نه رؤیا، بلکه برآورد کارشناسی هستند. اما این ظرفیتها تا امروز روی کاغذ ماندهاند.
هند: شریکی که وعده داد اما عمل نکرد
سرمایهگذاری روی کاغذ در برابر واقعیت
علیرضا پیمانپاک، رئیس اسبق سازمان توسعه تجارت، با صراحت میگوید:
«در حالی که طی سالها از میلیاردها دلار سرمایهگذاری هند سخن گفته میشد، در مقام عمل کل سرمایهگذاری واقعی این کشور به ۶۰ میلیون دلار هم نرسیده است.»
این عدد را با واقعیت مقایسه کنید: چین همزمان ۶۲ میلیارد دلار در بندر گوادر پاکستان، رقیب مستقیم چابهار، سرمایهگذاری کرده است.
بازی سیاسی یا توسعه واقعی؟
حسین قاهری، رئیس اندیشکده مطالعات ایران و چین، نگاه تیزتری به این موضوع دارد. او معتقد است حضور هند از ابتدا با هدف توسعه طراحی نشده بود؛ بلکه برای جلوگیری از ورود چین به این پروژه برنامهریزی شده بود.
به بیان سادهتر: هند یک صندلی در میز چابهار گرفت تا جای دیگران را پر کند، نه برای اینکه واقعاً کاری بکند.
نتیجه این بازی برای ایران
محسن مروجی، تحلیلگر اقتصادی، وضعیت کنونی را اینگونه توصیف میکند:
- ایران در بلاتکلیفی نهادی و حقوقی گرفتار شده
- حتی اگر تحریمها برداشته شوند، زیرساختهای چابهار برای رقابت جهانی آماده نیستند
- هند بدون پرداخت هیچ هزینهای، فرصتهای طلایی ایران را گروگان گرفته
کریدورهایی که ایران را دور میزنند
در حالی که چابهار معطل تصمیمگیری است، رقبا بیکار نماندهاند:
کریدور عراق ـ ترکیه: مسیری که بار ترانزیتی غرب آسیا را از ایران میبرد.
کریدور ابراهیم: هند را از طریق امارات و عربستان به اروپا وصل میکند؛ بدون اینکه یک کیلومتر از خاک ایران رد شود.
گوادر ـ چین: چین با سرمایهگذاری کلان در پاکستان، نقشه ترانزیتی منطقه را از نو طراحی کرده است.
اگر چابهار در یکی دو سال آینده فعال نشود، این مسیرهای جایگزین جا میافتند و تغییر آنها دیگر عملاً غیرممکن میشود.
راه نجات: گذار به اوراسیا
پیمانپاک یک راهکار مشخص پیشنهاد میدهد:
۱. خروج از بنبست هند
قرارداد فعلی باید بازنگری شود. اگر شریکی تعهداتش را انجام نمیدهد، ادامه همکاری با او توجیه ندارد.
۲. تشکیل کنسرسیوم اوراسیایی
کشورهای عضو CIS (اتحاد کشورهای مستقل مشترکالمنافع) نیاز واقعی به مسیر ترانزیتی دارند و انگیزه سرمایهگذاری جدی دارند.
۳. پیشنهاد مستقیم به چین
چین در معادن افغانستان سرمایهگذاریهای سنگینی کرده. چابهار بهترین مسیر برای انتقال این منابع به دریاست. این یک فرصت ملموس برای جلب مشارکت واقعی پکن است.
۴. اقدام با منابع داخلی
برای پروژههای زودبازده مثل سیلوها، نباید منتظر شریک خارجی بود.
چابهار و اقتصاد جادهای ایران: ربط به رانندگان چیست؟
شاید بپرسید: این بحثهای ژئوپولیتیکی به رانندگان و باربری داخلی چه ربطی دارد؟
ربطش مستقیم است:
- هر بار که یک کریدور ترانزیتی از ایران میگذرد، بار بیشتر روی جادههای ایران حرکت میکند
- بار بیشتر یعنی فرصت کاری بیشتر برای رانندگان کامیون
- فعال شدن چابهار میتواند محور حمل بار سیستان و بلوچستان را کاملاً متحول کند
برعکس آن هم صادق است: اگر ایران از این کریدورها حذف شود، بخشی از بازار حمل بار به سادگی از دسترس رانندگان ایرانی خارج میشود.
نتیجهگیری: هر روز تأخیر، هزینهای واقعی دارد
چابهار یک پروژه ملی است که نیاز به تصمیمگیری در بالاترین سطح دارد. هر روز که بگذرد:
- کریدورهای جایگزین محکمتر میشوند
- سهم ایران از ترانزیت آسیای مرکزی کمتر میشود
- فرصتهای شغلی که میتوانستند در شرق کشور ایجاد شوند، از بین میروند
برای فعالان حملونقل ایران، این خبر خوبی نیست. اما آگاه بودن از این فضا، اولین قدم برای تصمیمگیری درستتر در مسیر کسبوکار است.
در دنیایی که مسیرهای ترانزیتی هر روز تغییر میکنند، رانندگان و شرکتهای باربری که اطلاعات بهروزتری دارند، تصمیمهای بهتری میگیرند. اپلیکیشنهایی مثل گاری بار که اطلاعات بار، مسیر و کرایه را شفاف میکنند، بخشی از همین پازل هستند: هرچه اطلاعات جریان باری شفافتر باشد، راننده و صاحب بار میتوانند بهتر برنامهریزی کنند و از فرصتهای موجود بهره ببرند.



